#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_174




-کدوم گوری عشقم؟؟؟





_سر گور توهم دارم فاتحه میخونم....





با لحن لوس و ناز داری گفت :

دلت میاد.؟؟؟





_ژونننن... لحنتو قربون بی شعورکم... بزار بیام خونه ضعیفه.... یه دل سیر تاوون این کارتو میگیرم ازت....





-وای عشقی آقامون... تلافی هاتم دوست میدارم....





بعله دیگه... چنین خلی هستیم ما....

بعد از زر های متوالی قطع کردم که دیدم اینا دارن میخندن زیر زیرکی....





گفتم :

راحت باشین باو...





کلا امروز اون دندم ها.... دنده خلیت... لاتی... دیوونه بازی....





وقتی اجازه دادم بخندن شروع به عر زدن کردن... دیدم قطع نمیشه که گفتم :





برین گم شین گوری که دعوت شدین دیگه اه.... تانی دارم میرم... زود بیا.....





بعدشم بدون دقت به تعجب اونا که حاصل از تغییر رفتارم بود راه افتادم....





بقیه مسیر رو سریع طی کردیم تا رسیدیم خونه بی بی...

همه بیدار شده بودن، واسه همین صبحانه خوردیم و منو تانی چون خوابمون میومد رفتیم خوابیدیم....





خو زود بیدار شده بودیم خو....

بازم خداروشکر که اینا کرمشون نگرفت و گذاشتن راحت بخوابیم.......





تا بعدم بریم بیرون و گردش

نیلوفر :

romangram.com | @romangraam