#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_141


امیر گفت :آرتی راست میگه فعلا اونوری نرین گناه دارن....





واسه همین راه افتادیم به سمت ته باغ....





نیلوفر :

وای ننه مردم..... آخ خدااا..... از بس خورده بودم سنگین شده بودم....

کلا ضرب المثلی که من خیلی سرلوحه زندگی خودم قرار میدم اینه :





مفت باشه، کوفت باشه...





مفت خورم خودتونید

خو بالاخره زندگی خرج داره ....

کی میخواد خرج منو شونصد تا بچمو شوهر معتادمو بده ؟؟؟





(جان ؟شوهر معتاد ؟برو یکی دیگه رو سرکار بزار بابا ...از دست این سمایی که به درختا میزنن ،یادم باشه به امیر بگم توهم زا هم هست _شفا نمیده که )





اوف از خستگی ولو شدم رو زیر انداز.... یعنی بدنم با اینطور افتادنم پکید.....

دیگه جون نداشتم واسه همین سرمو گذاشتم روی پای طناز.... و بش گفتم :

چادر نماز رو بنداز روم....





اونم انداخت و من چشمامو بستم....

حدود یک ربع بعد که خستگیم در رفت.....

(انگار چیکار کرده ها -میوه خوردم 😑😑)





گوشیمو در آوردم و زنگ زدم به نگین....

البته چون از این تماس رایگان ها داشتم....

بعد دوتا بوق جواب داد....





+سلام خواهریم، چطوری آجی؟





_دوباره تماس رایگان داری؟





+اِ از کجا فهمیدی؟؟؟





_یه چیز عادیه.... البته منم هروخ بت زنگ میزنم که تماس رایگان داشته باشم....

romangram.com | @romangraam