#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_135
دوتا زنگ خورد که برداشت ....
گفتم :سلام عشقم ....خبری ازت نیست ؟؟؟
اونم که صداشو کپ پسرا کرده بود گفت :معذرت خانومی ....چی شده افتخار دادین زنگ زدین ؟؟؟
آروم صدای گوشیمو بردم بالا تا اون یارو بشنوه ....
ریز خندیدم و گفتم :من که همش به فکرتم ....تو ازت خبری نیست ....
گفت :اولا فدا خنده هات ....دومن ،همش به فکرت بودم اما مامان رو که میشناسی .....گیر داده بود دکوراسیون خونه باید عوض شه ....بالاسر کارگرا بودم خانومم .....
گفتم :خسته نباشید آقامون ....
گفت :درمونده نباشی ملوسکم ...بعدشم مگه من هرشب بت پیام نمیدادم ؟
گفتم :خو دلم برا صدات تنگ شده بود خو ....
یعنی بزور خنده مو نگه داشته بودم ها ....
بعد از یه سری حرف دیگه که حوصله ندارم بنویسم قطع کردیم ....
یعنی چشما همه دیدن داشتا ....
عخی ...بالاخره امیر به حرف اومد و گفت :
آجی نگفته بودی عشق داری ؟؟؟
گفتم :داداشی جونم مگه پرسیده بودی ؟؟؟
گفت :نه آجی ...فقط بپا ....جامعه پر گرگه ...
گفتم :هه ....داداشی جونم حواسم جمعه ....آدما از تجربه ها درس میگیرن .....
romangram.com | @romangraam