#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_130
منم یه بشقاب برداشتم و دوتا قاچ گذاشتم داخلش و شروع به خوردن کردم....
بعد از تموم شدن بشقابم دست و صورتمو شستم و به بچه ها گفتم :
من میخوام برم لب چشمه.... اگه میاین سریع حاضر شین....
بعدم رفتم تو اتاق.... خب خب خب چی بپوشم؟؟؟
یه تیپ سرتا پا مشکی زدم و یه رژ جگری که خیلی تو چشم بود.... ولی خب حال نداشتم پاک کنمش....
از در خونه رفتم بیرون... پنج دقیقه بعد بچه هام اومدن....
هممون عین بچه دبستانی ها دستامونو تو هم گره زدیم و شروع به قدم زدن کردیم....
جو عجیب ساکت بود.... یهو شروع کردم به خوندن یه آهنگ قدیمی...
(آهنگ سوغاتی از هایده)
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور.... که از همه دنیا میاد.... تا وقتی که در وامیشه..... لحظه ی دیدن میرسه هرچی که جادس تو زمین.... به سینه ی من میرسه.... واااااای.... ای که تویی همه کسم.... بی تو میگیره نفسم....اگه تورو داشتم باشم.... به هرچی میخوام میرسم.... به هرچی میخوام، میرسممممممممم.....
.
.
.
آتاناز گفت :وای عالی بودی.... صدات آرام بخشه دختر.... بیا برو خواننده زیر زمینی شو
صدف گفت :آره صدات خیلی قشنگه..... میشه یه آهنگ دیگه بخونی؟؟؟؟؟
منم که رو فاز قدیمی بودم شروع کردم به خوندن....
(آهنگ دو پنجره از گوگوش)
توی یک دیوار سنگی.....دوتا پنجره اسیرن.... دوتا خسته.... دوتا تنها.... یکیشون تو... یکیشون من....
دیوار از سنگ سیاهه... سنگ سرد و سخت خارا..... زده قفل بی صدایی به لبای خسته ی ما.... نمبتونیم که بجنبیم زیر سنگینی ی دیوار.... همه ی عشق منو تو... قصه هست قصه ی دیوار...
آآآ آآآ آآآ آ
.
.
.
romangram.com | @romangraam