#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_104






با لحن داش مشتی ادامه دادم :بپر بالا نفله...





اونم خنده کنان دنبالم اومد....





تو ماشین که نشست گفت :به شرطی میام که به یه قرار عاشقانه تو کافی شاپه خیابون بعدی مهمونت کنم....





گفتم :اولالا... چشم.... من از خدامه... عشقم





و اینگونه شد که من جیب تانیا را خالی نمودم....





خو مگه نشنیدین که میگن مفت باشه کوفت باشه!؟!؟





نیلوفر :

تو کافی شاپ که نشسته بودیم حوصلمون سر رفته بود...





آخه طول کشیده بود تا بستنی هامونو بیارن خو





تانیا دختر شیطونی بود... واسه همین پیشنهاد داد که چون فضا کافی شاپ عاشقانس صحنه های عشقولانه رو به هم بزنیم....





ایول تانی جوننننننن





اما خب چطوری؟





در این موقع من وارد عمل شدم شدید....

قرار گذاشتیم صحنه عشقولانه که شد بزنیم زیر خنده بلند تا صحنه شون به هم بخوره....





یوهاهاها.... اما خب واقف هستین که وقتی شانس قسمت میشد من نبودم؟؟؟؟؟





آخه نمیدونین که.... ای الهی خودم تانی و خودمو کفن کنم.... از لحظه ای که این تصمیم رو گرفتیم هیچ صحنه عشقولانه ای پیش نیومد....





ما هم پا از دست دراز تر حساب کردیم و از کافی شاپ خارج شدیم......

romangram.com | @romangraam