#برایت_میمیرم_پارت_291
کننده نبود و حتی به یه مسابقه ای که توش توپ باشه هم نرفته بود "
" کی بود ؟ "
" اسمش کلئو کِلِلاند بود . اگه میتونی سه بار پشت هم اسمشو بگو . احتمالا خانواده اش وقتی پا قوری خشکشون زده
بود ، اسمش رو انتخاب کردن . اهل کالیفورنیا بودن ، برای همین وقتی اومدن اینجا ، زیاد با کسی جور نبود . مادرش
یکی از اون ادمایی بود که به چیزای طبیعی و این جور چیزا اعتقاد داشت ، برای همین نمیزاشت کلئو ارایش و از این
جور کارا کنه . برای همین من و کلئو هر دومون زودتر میرفتیم مدرسه و منم لوازم ارایشم رو با خودم میبردم .
میرفتیم تو دستشویی و منم ارایشش میکردم تا کسی مسخره اش نکنه . وقتی اومده بود اینجا ، هیچی درباره ی
ارایش کردن نمیدونست . افتضاح بود "
زیر لبی گفت " میتونم تصور کنم "
" وقتی شروع کرد به قرار گذاشتن ، همه چیز بدترم شد ، چون اون موقع باید راهی پیدا میکرد تا بدون اینکه
مامانش بفهمه ، بتونه ارایش کنه . تا اون موقع دیگه یاد گرفته بود چطور ارایش کنه ، و من دیگه مجبور نبودم این
کارو براش انجام بدم . اما نمیتونست صبر کنه تا زودتر از خونه اشون خارج بشه ، مبادا اون کسی که باهاش قرار
داشت ، اونو بدون ارایش ببینه و فاجعه به بار بیاد "
" اینو نمیدونم . تو بدون ارایشم بامزه ای "
" و دیگه 06 ساله هم نیستم . وقتی 06 سالم بود ، ترجیه میدادم بمیرم ولی کسی منو بدون ارایش نبینه . اون زمان
romangram.com | @romangram_com