#برایت_میمیرم_پارت_186


یه کم با تاخیر متوجه شدم که کاراگاه ها قبلا از کارمندام بازجویی کردن ، پس لین باید همون موقع این قضیه ی

مردای متاهل رو بهشون میگفت . که در این صورت ، این که وایات گفت این موضوع رو بررسی میکنه ، برای این

بود که به احساسم برنخوره ؟ اوه ، چه ازار دهنده .

دوباره به لین زنگ زدم " اینی که گفتی نیکول مردای متاهل رو میدیده رو به پلیس ها هم گفته بودی ؟ "

" خب ، نه . اول اینکه ، من که نمیدونم ، فقط میگم اون همچین ادمی بود . در حقیقت ، کاراگاه ها ازم پرسیدن که

میدونم اون با کسی رابطه ی عشقی داره ، منم گفتم نه ، چون نمیدونم . ازم نپرسیدن که ، هی ، اون از این کارا

میکرد یا نه ، میدونی ؟ و بعد که بهش فکر کردم ، متوجه شدم که اون تو بدن های عالی همیشه با مردای متاهل لاس

میزد ، میدونی ، و با این که اون سراغ هر مردی که نفس میکشید میرفت ، ولی یه جور خاصی میرفت سراغ مردای

متاهل . تو که خودت دیدیش ، میدونی چی دارم میگم "

دقیقا میدونستم . اون همیشه در حال لمس مردا بود ، یا یقه اشون رو درست میکرد ، یا بازوشون رو لمس میکرد ، یا

وقتی کنار یه مرد راه میرفت ، دستش رو دور کمرشون مینداخت . مردا احمق نیستن ، اونا دقیقا میدونستن که چه

چیزی رو داشت پیشنهاد میکرد . اونایی که باهوش بودن ، به چاپلوسیهاش گوش میدادن ، ولی به دامش نمی افتادن

. اونایی که باهوش نبودن ، یا اونایی که نمیتونستن خودشون رو کنترل کنن ، جواب میدادن ، برا همین میدونستی که

خارج از باشگاه با هم رابطه دارن . ولی ، وقتی نیکول با یه مرد میخوابید ، همیشه اماده بود که این یکی رو ول کنه و

بره سراغ بعدی .

romangram.com | @romangram_com