#بر_باد_رفته
#بر_باد_رفته_پارت_199
آتلانتا و راه آهنش در تبدیل جنگ چیکامائوگا به یک پیروزی برای جنوب نقش مهمی بازی کرده بودند. از طریق همین راه آهن که از ویرجینیا به آتلانتا می رسید و از آنجا در جهت شمال به تنسی می رفت واحدهای ژنرال لانگ استریت ( James Logstreet) { پ: (1821-1904) ژنرال ارتش جنوب زاده کارولینای جنوبی بعد از اتمام تحصیل در وست پوینت در جنگ های مکزیک شرکت کرد تقریبا در تمام جنگ های مهم شمال و جنوب حضور داشت با رشادت تمام توانست در اردوگاه وایلدرنس ژنرال گراسته را به دام اندازد و او را وادار به عقب نشینی کند. بعد از اتمام جنگ در راه اهن بیمه و تجارت پنبه فعالیت می کرد. در 1880 به سفارت ایالات متحده در ترکیه منصوب شد و از آن پس ماموریت های متعددی را در سیاست خارجی ایالات متحده بر عهده گرفت و تا زمان مرگ از افراد مهم وزارت خارجه محسوب می شد. -م}
به صحنه نبرد هجوم برده بودند. در طول صدها مایل هرچه واگن و لکوموتیو بود جمع آوری و برای این حرکت بزرگ آماده کرده بودند.
آتلانتا به تماشا ایستاده بود قطار بعد از قطار، ساعت بع ساعت عبور می کرد و تمام واگنهای مسافری باری و روباز پر از سربازانی بود که با صدای بلند فریاد می کشیدند. گرسنه و بی خواب بدون اسب بدون آمبولانس و وسایل پزشکی با عجله تمام آمده بودند و از قطارها یکسره در میدان نبرد پیاده می شدند و یانکی ها از جورجیا رانده شدند و به تنسی بازگشتند.
این بزرگترین فتح آنها بود و آتلانتا افتخار می کرد که به کمک راه آهن این پیروزی را ممکن ساخته است.
در حقیقت جنوب به اخبار امید بخشی که از چیکامائوگا می رسید نیاز داشت تا بتواند زمستان را بگذراند. دیگر اکنون کسی شک نداشت که یانکی ها جنگندگان خوبی بودند و ژنرال های خوبی داشتند. گرانت قصابی بود که به تعداد کشتگان اهمیت نمی داد برای او فقط پیروزی مهم بود پیروزی خودش. شریدان ( Philip Henry Sheridan) {پ: ( 1831-1888) ژنرال آمریکایی متولد نیویورک در 1853 از وست پوینت فارغ التحصیل شد و با شروع جنگ های انفصال با درجه سرهنگی به فرماندهی واحد دوم سوار میشیگان منصوب گردید و هنگامی که در بون ویل بر نیروهای جنوب پیروز شد به ژنرالی رسید. در 1864 فرمانده واحدهای سوار ارتش پوتوماک شد او از جنگاورترین ژنرال های شمال بود و دست راست گرانت بشمار می رفت بعد از جنگ در ارتش ایالات متحده به مقام های مهمی دست یافت و مامور قلع و قمع سرخپوستان شد هم او بود که می گفت:" سرخپوست خوب وجود ندارد سرخپوست خوب سرخپوست مرده است" او فرماندار نظامی ایالتهای لویزیانا و تکزاس بود. پس از مرگ به جبران خدماتش به ارتش ایالات متحده درجه ژنرالی پنج ستاره به وی اعطا گردید. - م}
هم نامی بود که ترس مرگ را در قلب جنوبی ها جای می داد و اسم شرمن ( Willian Tecumseh Sherman) { پ: (1820-1888) ژنرال آمریکایی زاده ایالت اوهایو فارغ التحصیل وست پوینت ( 1840) در 1835 از ارتش خارج شد و به کارهای تجاری پرداخت اما بعد دوباره به خدمت فرا خوانده شد که ریاست دانشگاه نظامی لوییریانا را بر عهده گیرد. هنگامی که گرانت به فرماندهی کل نیروهای ایالات شمالی منصوب شد شرمن به جای او به فرماندهی عالی نیروهای غرب رسید در مه 1864 در راس یک ارتش 98000 نفری به آتلانتا تاخت و این شهر را در ماه سپتامبر تسخیر کرد و سپس به طرف شرق رفت و راه خود را به سوی دریا گشود و ساوانا را در هم کوبید در سال 1869 وقتی گرانت رییس جمهور شد شرمن را به فرماندهی کل نیروهای مسلح ایالت متحده منصوب کرد. وی در سال 1883 بازنشسته شد. -م} نیز خدمت کرده بود و دوران موفقیتش به عنوان یک فرمانده فاتح تازه داشت آغاز می شد.
هیچ یک از آنها البته با ژنرال لی قابل مقایسه نبودند. ایمان به ژنرال و ارتش او هنوز باقی بود اعتقاد به پیروزی نهایی از میان نرفته بود ولی جنگ طولانی شد.
تعداد کشته ها، مجروحان، علیل ها، زنان بیوه و اطفال یتیم زیاد بود. و هنوز دردسرهای بزرگی پیش رو قرار داشت که مفهوم آن کشته بیشتر، مجروح بیشتر، بیوه بیشتر و ایتام بیشتر بود.
آنچه اوضاع را مغشوش تر می کرد این بود که نوعی بی اعتمادی نسبت به مقامات بالا، رفته رفته مردم را در خود فرو می برد. روزنامه ها به صراحت از روشهای پرزیدنت دیویس در رهبری جنگ انتقاد می کردند اختلاف نظر بین اعضای کابینه جنوب زیاد شده بود و ضدیت میان پرزیدنت دیویس و ژنرال هایش گسترش می یافت پول جنوب به سرعت ارزش خود را از دست می داد تهیه کفش و لباس برای ارتش بسیار مشکل شده بود و ذخیره آذوقه و علیق و سیورسات به سرعت کاهش می یافت راه آهن به لکوموتیو نو واگن نو احتیاج داشت و ریل هایی که توسط یانکی ها از بین رفته بود به ناچار باید عوض می شد ژنرال هایی که در جبهه می جنگیدند دائما فریاد می زدند و افراد تازه نفس می خواستند هرروز تعداد این افراد کمتر می شد بدتر از همه این بود که فرمانداران ایالات ائتلافی که فرماندار براون ( Joseph E Brown) هم در میانشان دیده می شد از فرستادن میلیشیا به میدان جنگ خودداری می کردند و یا با انتقال آنان به خارج از مرزهای ایالتی مخالف بودند. هزاران سرباز تازه نفس در ایالتهای جنوبی وجود داشت که ارتش فورا آنها را می پذیرفت اما به دلیل اختلاف فرمانداران بلاتکلیف مانده بودند.
با کاهش مجدد ارزش پول جنوب قیمت ها دوباره بالا رفت. گوشت گوساله گوشت خوک و کره به پوندی سی و پنج دلار رسید، آرد بشکه ای هزار و چهارصد دلار، جوش شیرین پوندی یکصد دلار، چای پوندی پانصد دلار. لباس پشمی اگر پیدا می شد آنقدر گران بود که خریدنش امکان نداشت و خانم های آتلانتا لباسهای خود را با پارچه های کهنه وصله می کردند و به جای آستر روزنامه می گذاشتند تا از ورود سرما جلوگیری کنند قیمت کفش از جفتی دویست دلار تا هشتصد دلار متغیر بود بستگی به مواد مصرفی داشت چرم باشد یا مقوا. خانمها نوعی پای افزار به پا می کردند که از شالهای پشمی کهنه و تکه های فرش درست می شد و پاشنه چوبی داشت.
واقعیت این بود که شمال ایالتهای جنوبی را در نوعی محاصره قرار داده بود؛ که خیلی ها هنوز آن را نمی فهمیدند . کشتی های توپ دار شمال بنادر جنوب را به شدت تحت نظر داشتند واکنون کشتی های کمتری می توانستند از خط محاصره عبور کنند.
romangram.com | @romangraam