#بلای_جانم
#بلای_جانم_پارت_163
همون مردی که فهمیدم اسمش ارسلانه به تیکه های پخش شده ی گوشی اشاره کرد:
بگیر اینا رو ببر یک جایی سر به نیست کن از سیگنال و فلان نخوان پیداش کنن بعدم تا من نگفتم کسی وارد اینجا نمی شه، با این خانوم کوچولو هنوز کار داریم.
واقعا کم کم داشتم می ترسیدم!
این مرد واقعا شوخی نداشت!
اصلا شوخی نداشت!
دستش رو توی جیب شلوار پارچه ی طوسی رنگش کرد، فندک رو به همراه پاکت سیگار از جیبش بیرون کشید،
یک نخ سیگار برداشت، توی دهانش قرار داد و بعد از این که با فندک روشنش کرد پاکت سیگار و فندک رو دوباره توی جیبش برگردوند.
پکی به سیگارش زد و با قدم های آرومی امد و رو به روم ایستاد:
به کی زنگ زده بودی؟
نگاهم رو به چهره ی خونسردش دوختم، تقریبا می شد گفت کچل بود چون فقط بغل سرش مو داشت.
نگاهم رو به کفش های مشکی براقش دوختم و آروم لب زدم:
من به کسی زنگ نزدم.
نیشخندی زد و بهم نزدیک تر شد، ناگهان در یک حرکت وحشیانه یقه ی مانتوم رو از وسط پاره کرد و یقه ی لباسم رو تا سرشونه ی چپم پایین کشید که با خشم داد کشیدم:
داری چه غلطی می کنی مرتیکه؟
بدون این که جوابی بهم بده سر سیگارش رو روی شونه ام گذاشت که جیغ گوش خراشم به هوا رفت.
شونه ام می سوخت، اونم خیلی بد!
حتی می تونستم بگم سوزشش نفسم رو گرفته بود!
سیگارش رو بعد از چند ثانیه از روی شونه ام برداشت و زیر پاش له کرد:
این تازه اولشه دنا خانوم! تاوان کسی که بخواد با ارسلان بازی کنه بدتر از این هاس!
با صدایی که به خاطر درد به زود در می امد نالیدم:
من با تو چی کار دارم مرتیکه؟ من اصلا نمی دونم تو کی هستی!
نیشخند گوشه ی لب هاش عمیق تر شد، رو به روم ایستاد و خیره به چشم هام گفت:
دختر خوشگلی هستی، زیرک هم هستی اما حیف که نامزد اون مرتیکه راستینی...
قبل این که بخواد ادامه بده بین حرفش پریدم:
من نامزد اون نیستم.
سرش رو تکون داد:
درسته، ولی فعلا نیستی!
در آینده می شی.
اون هم عاشقته، اگه بخواد به لجبازی ادامه بده و شکایتش رو پس نگیره حتی جنازتم نمی تونه پیدا کنه!
باید دوباره اون پارک رو به من پس بده و اگرنه اول همه عزیزاش رو می کشم بعدم خودشو!
پس این اون بود! همونایی که راستین می گفت خطرناکن!
با ترس نگاهش کردم، نگاهم رو روی صورتش چرخوندم تا شاید اثری از شوخی پیدا کنم ولی نه، کاملا جدی بود!
حق داشتم بترسم باید هم می ترسیدم.
آب دهنم رو با ترس فرو دادم و نالیدم:
آخه اون پارک به چه دردت می خوره که به خاطرش خودت رو اونقدر به آب و آتیش می زنی؟
یک پارک معمولیه دیگه!
تازشم اگه پارک رو می خوای چرا منو گرفتی؟
با جدیت و خشم نگاهم کرد:
romangram.com | @romangraam