#آوا
#آوا_پارت_89


: مامان پسرش که نمی خواهد ما رو بکش خواست میاد با شما زندگی می کنه نخواست میره یک خونه میگیره مثل علی ، بالاتر از این که نیست منم که اینجا نیستم که بخواهی نگران کنار نیامدن من و اون باشی چون می دونی که من بیشتر بالام


حالا هر کی مخالف بگه


هیچ کس حرفی نزد بلند شدم چای ریختم و شیرینی رو دور گردونم مامان و بوسیدم : مامان گلم امیدوارم خوشبخت بشی


مامان بغلم کرد


خندیدم : وای به حالت مامان اگه گریه کنی صورتم سیاه میشه دوست ندارم مخصوصاً که قرار مهمونم بیاد


مامان من و از بغلش جدا کرد : کی ؟


به ساعت نگاه کردم : تا یک ساعت دیگه دکتر مولایی میاد ، حالا پاشو یک لباس شیک و قشنگ بپوش یک آرایش توپ که دیگه غوغا کنی .


مادرجون سرم و بوسید : الهی قربون تو دختر مهربون برم


همه به خودشون افتادن و من خونسرد نشسته بودم سیب گاز می زدم شادمهر اومد کنارم نشست : خوب سخنرانی کردی


: مایم دیگه


شادمهر : می ترسیدم آزیتا حرفی بزنه یعنی اومده بود برای همین


: اون خواهر من ، می دونم چکار باید بکنم دیگه نتونه حرف بزنه


شادمهر : خوب وکیلی میشی ها


: مرسی شوهرخواهر عزیز


صدای زنگ اومد بلند شدم و توی اینه به خودم نگاه کردم دکتر مولایی با یک پسر جوون وارد شدند با پدرجون و مادرجون احوال پرسی کرد چشمش به من افتاد چشم هام روی هم گذاشتم یعنی همه چیز درست لبخندی زد .


با مامان احوال پرسی کرد و نشستند به آزیتا اشاره کردم بره چایی بریزه می دونستم می خواهد من و بکش ولی اون می ریخت بهتر بود .


دکتر مولایی شروع کرد : من محمد مولایی دکتر زیبایی هستم ، همسرم هشت سال پیش تو سانحه اتومبیل از دست دادم و اینم پسرم کوروش داره شیمی می خونه سال سوم و خیلی علاقه داره و قرار با من زندگی کنه دوست ندارم پسرم از من جدا بشه و همین


پدرجون : خوب این خیلی خوب ، ندا خوب بهتر خودت از زندگیت بگی


مادر به من نگاهی کرد تا اومد حرف بزنه آزیتا با سینی چای اومد چشم هاش قرمز بود و معلوم بود گریه کرده چای رو تعارف کرد مامان بهش نگاهی کرد


: خوب مامان بگو


مامان لبخندی زد : خوب منم ندا ترابی دکتر پوست ، نوزده سال پیش جدا شدم و با دو تا دختر آزیتا و آوا اومدم خونه مادرجون و پدرجون ، آزیتا که تازه با شادمهر جان ازدواج کرد و دختر آوا که بیشتر وقتش و طبقه بالا بین کتاب هاش می گذرونه .


دکتر مولایی : راستش امروز آوا جون با من تماس گرفت حالا من سوال می کنم ندا جون جوابت به من چیه

romangram.com | @romangraam