#آوا
#آوا_پارت_132

دکتر : چند تاش مونده آوا جون


خندیدم : چی بگم نمی دونم آقاجون چطوری حساب می کنه تا حالا ده تا ده تا ازش بردم ولی آخر کلک زدن این پدرجون


دکتر : مگه بلدی بزنی


: آره


مامان : آره آوا چند نوع ساز بلد بزنه


دکتر : چی بلدی


: چیز خواستی نیست ، سنتور ، گیتار ، دف و پیانو


دکتر : چه طور شده ما تا حالا نشنیدیم که تو ساز بزنی


مامان به جای من : تو یک گروه کار می کردند ولی خوب بعد از مدتی آوا اومد بیرون گفت به درس هاش نمی رسه چون شب های اجرا باید تا دو سه بیدار می موند و تمرین ها زیاد می شد دیگه نرفت هر چی بهش گفتن گفت نه


دکتر : خوب هدف بزرگی داشته می خواسته درس بخونه


صدای در اومد پدرجون و مادرجون اومدن ، بعد از احوال پرسی رو کردم به پدرجون : بازی کنیم


پدرجون : تو جیر میزنی


ابروم دادم بالا : من


پدرجون : بیا الآن این همه شاهد داریم بازی می کنیم تونستی من و ببر


: باشه


صفحه شطرنج و آوردم شروع کردیم به بازی بعد از یک ساعت بازی و کلی جیر زدم پدرجون بالاخره بردم : دیگه قبول یا نه


پدرجون : اصلاً ، همه دیدن که تو جیر زدی


مهتاب : پدرجون شما همش دارین کلک می زنین


پدرجون : تو بی طرف نیستی ، آقای دکتر کی برد


دکتر خندید : من چی بگم


پدرجون : دیدی آقای دکتر میگه تو نبردی


شروع کردم به خندیدن و پدرجون و بغل کردم : باشه این بارم نبردم .


romangram.com | @romangraam