#اسیر_پارت_120
دیدمش. پوستش قرمز بود. گریه می کرد. با کمک پرستار بهش شیر دادم. چشماشو باز کرد. چشماش مثل چشم های آرش سبز بود. آروم چشماشو بوسیدم. آرش با دیدن این صحنه چشمای منو بوسید و گفت:
- ممنون سایه ی من. به خاطر این هدیه قشنگت. دوستت دارم.
با همه ی خستگی
باز پایبندم به این دلبستگی
با همه خوب و بدی های تو یار
من دلی دارم هنوز بیقرار
نسرین (ارغوان .ر)
پایان
romangram.com | @romangram_com