#آجی_های_دوقلو_شر_و_شیطون_پارت_97


از این خارجیی های بزن بزن.

با ترجمه فارسی ..

مشغول نگاه کردن فیلم شدم ..

ک پدارام خان گفت :چ خبرا از کارو بار پسرم .

خلاصه شروع کردیم گپ زدن ..

ک صدای بوق ماشین اومد ..

پدرام خان لبخندی زد و مریم خانم صدا زد ..

پدارام :خانم بیا مهمونا اومدن ..رفتن استقبالشون ..

صدای خنده و احوال پرسی بالا گرفت ..

اومدن تو سالن ..

ب احترامشون بلندشدم ..

دوتا پسرجون خوشگل ..

با ی خانم اقای ک معلوم بود سنی ازشون گذشته ..ولی خیلی شیک با همشون دست دادم نشستیم رو مبلها ی ساعت گذشت داشتم با اراد گپ میزدم خییلی پسر خوبی بود ..

ک یهوو صدای الهه اومد ک نرگس خانم دنبال خودش میکشوند ..

وسط سالن وایستاد..بیچاره نرگس از خجالت لبو شده بود..

ی دفعه الهه گفت :ی کف مرتب ب افتخار نرگس خانم ..

نمیدونستم بخاطر چی ..هممون شروع کردیم دست زدن ک الهه دست نرگس ویل کرد و شروع کرد خوندن ..

نرگسس چقد قشنگهههه ایشالله مبارکش بادد..

همه تعجب کردن ..صدای دست زدن ها خوابید الهه خانم دوباره شروع کرد نرگس خوش اب رنگعههه ایشالله مبارکش باد ی خندع نخودی کردم این یعنی چی دیگ ..

اراد بلند شد و یکی زد تو سر الهه ..

romangram.com | @romangram_com