#زحل_پارت_65

طلعت _ اینارو خورد می کنم بسته بندی می کنم ،سرخ می کنم می برم این خانه ی سبز .

_ خانه سبز کجاست؟

طلعت _ سبزی فروشی .

_ کار پیدا کردی ؟طلعت آروم و قرار نداری ؟

طلعت _ خوب حوصله امون سر می ره ،کار دیگه عار که نیست،دار قالی هم که نداریم ،سبزی پاک می کنیم

_ خوبه والله!دلت ماشالله خجسته است.

طلعت _ خدا هست، روزای خوبم میاد تو کافری که نا امیدی.

_صالح چند ماهه با من قهره؟ می فهمی؟

طلعت _ شش ماه دیگه آشتی می کنه مردا دوزاریشون کجه.

_ ای خدا !من تو دنیا صالحو دارم فقط، اونم ازش طلاق گرفتم ،صالح فکر می کنه دورش زدم

طلعت لبخندی زد و گفت :خدا درستش می کنه ،تو ناامیدی کافری.


romangram.com | @romangram_com