#زحل_پارت_143
_مگه این جا زندگی می کنه؟
بهار_با تعجب گفت "آره دیگه، پس کجا؟""با هیجان گفت""جدا می خوایید بشیم؟!
_جدا؟با کی هستی تو؟با ما حرف می زنی؟
"طلعت و بهار زدن زیر خنده و بهار گفت ":
آخه می گی این جا زندگی می کنند؟فکر کردم بردیا حتما گفته "مهریو می برم تو یه خونه ی دیگه، تو با بچه ها این جا باشی "
من پوز خندی کوتاه و بی صدا زدم و طلعت با تعجب گفت:
_وا برای چی این طوری کنه؟ زحل که زنش نیست،پرستار بچه ها ش و دایه اشون می خواد باشه، همین.
بهار به من نگاه کرد و گفت:آره خوب...
در اتاق تقه ای صدا کرد و بهناز سرکی به داخل اتاق کشید و گفت:
_بهار!
بهار_اومدم صداشون کنم، خودمم بست نشستم این جا،پاشید مردیم از گرسنگی...
romangram.com | @romangram_com