#یه_نفس_هوای_تو_پارت_470


لبخند بزرگی به روم زد که دندونای سفید و ردیفش رو به نمایش گذاشت.

حمید:

- آره درست گفتی... نسترن واسه پس فردا آماده ای می خوای بریم لباس بخری می خوام بهترین باشی.

- مگه اون که پریروز برام خریدی خوب نیست خودت گفتی بهم میاد.

حمید:

- اون خیلی پوشیده نیست.

اخم کردم.

- انتظار ندارری که پیش دوستات لخت بگردم.

حمید:

- نه خب...

- دوستات که همه مرد نیستند درسته؟

حمید:


romangram.com | @romangram_com