#یه_نفس_هوای_تو_پارت_303
شروین:
- یه پیشنهاد دارم.
- چی؟
شروین:
- قول بده تا حرفام تموم نشده قطع نکنی و جوابم رو بدی.
- باشه قول می دم.
شروین:
- نسترن من نمی تونم دوریت رو تحمل کنم بیا یه مدت صیغه کنیم هر چی بخوای به پات می ریزم.
یه لحظه هنگ کردم چی داشت می گفت، صیغه؟؟؟ نه حالش اصلاً خوب نیست!
- می فهمی چی می گی من دخترما!
شروین:
- گلم اون رو که راحت می شه حل کرد.
منظورم رو بد برداشت کرده بود شاید خودم مغزم قفل شده بود بد گفتم، عصبی و بلند البته جوری که صدام به بیرون از اتاق نره گفتم:
romangram.com | @romangram_com