#یه_نفس_هوای_تو_پارت_296
- آره دروغم چیه... گفت نسترن رو دوست دارم.
- چرا صبح هیچی نگفت و هیچ عکس العملی نشون نداد.
یه کم چهره اش پکر شد.
نسیم:
- شاید به خاطر واکنش مامان بود.
آخ که یادم رفته بود فرح جون چه نقشه ای واسه پسرش داشت... دستاش رو ول کردم و سرم رو با ناراحتی تکون دادم.
نسیم:
- حالا ناراحت نباش فعلاً رادین مهم بود که قدم اول رو برداشت مامانم راضی می شه.
- چرا به خودم چیزی نگفت!
نسیم:
- چی بگم... منم نمی دونم.
از این که رادینم انقدر دوسم داشت که می خواست آینده اش رو با من سهیم بشه خیلی خوشحال شدم، پس چرا اول به خودم نگفت یا حداقل ابراز علاقه نکرد...
romangram.com | @romangram_com