#یه_نفس_هوای_تو_پارت_279

- به نظر من که هستید حالا هم زود عکسش رو بیار ببینم، می خوام برم.

نسیم:

- عکس که نیست پارسال رفته بودیم بیرون ازشون فیلم گرفتم، اونم یه چند صحنه ای توش هست.

از روی مبل بلند شد و رفت سمت پله ها.

نسیم:

- راستی امروز رستگار چیکارت داشت؟

فکرم رفت سر ظهر که آقای رستگار اومد سر میزم و گفت "می شه بعد از نهار همون جا بمونید می خوام باهاتون حرف بزنم" با این که حوصله نداشتم، قبول کردم.

صبر کرد همه همکارا از سالن ناهارخوری رفتند... اومد صندلی کناریم رو کشید بیرون و رو به روی من قرار داد و نشست.

رستگاری:

- خانم صابر یه چند وقته ناراحتید چیزی شده؟

- ناراحت نیستم فقط دلتنگم.

رستگار:

- دلتنگ... دلتنگ چی؟

romangram.com | @romangram_com