#یه_نفس_هوای_تو_پارت_270


- نسیم پاشو کمرم شکست.

بلند شد و دو زانو کنارم روی زمین نشست.

- چند وقته؟

- چی چند وقته؟

- که دوسش داری.

منظورش رو کامل گرفتم ولی می خواستم انکار کنم روم نمی شد بگم آره نسیم جون من چند ماهه دادشت رو دوست دارم.

- کیو؟

با شیطنت همیشگیش که تو نگاهش بود گفت:

- همون که باعث شد لپات گلی شه و از حرارت آب دهنی منو سر بکشی!

خندیدم و گفتم:

- انقدر تابلوئم که همه می فهمند!

نسیم:


romangram.com | @romangram_com