#یه_نفس_هوای_تو_پارت_268
- خب درست نیست.
رادین:
- چه طور تو این چند ماه درست بود ولی حالا نه... من که می دونم همش به خاطر ماجراهای دیروزه.
- نه به خاطر اون نیست ولی شاید باعث شد چشمام باز شه.
رادین:
- نسترن جان روزانه هزاران نفر با همکاراشون یا دوستاشون می رند، میان. نباید به خاطر حرف یه نفر انقدر خودت رو اذیت کنی
- ...
رادین:
- نسترن عزیزم این ساعتهای کم با هم بودنمون رو ازم نگیر.
چی می شنیدم ابراز احساسات از طرف رادین... تمام بدنم داغ شد حرارت تا سر انگشتام رسید طوری که فکر می کردم الان گوشی تو دستم ذوب می شه یه نگاه به نسیم کردم ببینم متوجه حالتام شده ولی اون فقط با چشماش مستقیم زیر نظرم داشت چشماش شکل چشمای رادین بود، فشارم رفت بالاتر نگام رو تو اتاق چرخوندم تا یه چیزی پیدا کنم و از دست این گرما خلاص شم چشمم به لیوان آب نیم خورده نسیم افتاد با یه حرکت برداشتم و تا آخرین قطره سر کشیدم یه کم خنک شدم و دوباره گوشام حس شنوایی اش رو بدست آورد.
رادین:
- نسترن با توام پشت خطی چرا جواب نمی دی؟
romangram.com | @romangram_com