#وسوسه_پارت_343
لاله - همين اقا كه بهت ميگه …اخلاقش هر روز گنده تر ميشه ..يادش رفته خودش باهام چيكارا كه نكرده
پشت سرش رو صندلي نشستم ..مثلا داشت لباسا رو تا مرتب مي كرد
- چيكار مي كني كثيفا رو با تميزا قاطي كردي ..
بلند شدم و كنارش نشستم و خودم
مشغول مرتب كردنشون شدم ..
- لاله تو كه انقدر سنگ دل نبودي ….
لاله - بعد از اوردن دو تا دختر …مي دوني چه بالاها كه سرم نيورد .
.مادرش راه افتاده بود دوره ..كه چي؟….
مي خوام برا پسرم زن بگيرم ..زن پسر زا
مي دوني…چقدر متلك تحمل كردم ….
-تو كه الان داري زندگيتو مي كني …
لاله - تو به اين مي گي زندگي …بعد عمري كه جونيمو به پاش ريختم ..مي خواست سرم هوو بياره …
لاله - شايد تو اخرين لحظه ها خدا صدامو شنيد كه مادرشو زمين گير كرد … ..
.و گرنه اون مادر فلان فلان شدش ..صد باره …. سر م هوو مي اورد ..
romangram.com | @romangram_com