#وسوسه_پارت_281
داغ كردم با عصبانيت به طرفش رفتم و پاكتو از دستش كشيدم بيرون . و جيغ كشيدم …
- كثافت ازت بدم مياد …
و محكم پاكت ميوه رو پرت كردم به طرف ديوار …
با مشت محكم زدن وسط سينه اش .
- .ازت بدم مياد …
-اين چه مصيبتي بودي كه سرم اوردي …
-اشغال …ازت بدم مياد …
خواستم باز بزنمش كه يه كشيده محكم خوابوندم دم گوشم …
جاي كشيده اش صورتمو سوزند …
ازش رو گرفتم ….دستامو گذاشتم رو صورتم و بلند زدم زير گريه ….
خواستم دق و دليم سرش خالي كنم… برگشتم كه باز بزنمش …محكم منو گرفت …
داد زد ..
حاتم-هدي
گريه ام شدت گرفت
romangram.com | @romangram_com