#وسوسه_پارت_263
اون موقعه هم كه شده به وجود خدا شك مي كنن كه افكارشون بهم نريزه …
- چرا با جمله ها بازي مي كني …؟
دراز كشيد ….
حاتم-اگه اميد داري كه يه روزي…. با سربلندي برگردي به اون محل …
بهتره كه وقتتو تلف نكني …
مرد زندگينم هيچ وقت منتظر مردم نميشه… كه نظرشون برگرده ….
هيچ مردي… منتظري زني نميشه كه بهش تهمت زدن و در نظر مردم بي ابرو ه
- تو يه اشغال به تمام معنايي كه مي خواي با اين حرفات … منو بچروني …
درو محكم بستم و به گوشه اتاق پناه بردم … اشكم شدت گرفت ..
.دستامو محكم رو گوشام گرفتم ..صداي هق هق گريه ام بلند شد ..
.تو جاش نيم خيز شد …
سرمو گرفتم بين بازوهام و بلند گريه كردم ….
حاتم-هي
سرمو اروم اوردم بالا ..رو به روم نشسته بود ….
romangram.com | @romangram_com