#وسوسه_پارت_254


- ..سميه درست كرده …….

هنوز نگام مي كرد كه به بهانه شستن دستام از جلوي چشماش دور شدم …

شير ابو باز كردم ..و دستامو گرفتم زيرش… …..

دستاي خيسمو بردم زير روسريم و رو گردنم كشيد ….خيلي گرمم بود

چقدر امروز سميه اصرار كرد كه خونه اشون يه دوش بگيرم …اول زير بار نمي رفتم…و مي گفتم نه ..

كه بلاخره اون برنده شد ….و من تسليم

پاشدمو دستامو با مانتوم خشك كردم ….بهش نگاه نكردم و رو پله نشستم …

اخه حرفيم براي زدن باهاش نداشتم

دستامو رو زانوم گذاشتم و مشغول بازي كردن با انگشتام شدم …

حاتم-پس خودت چي ..؟

بالا سرم با كاسه آش وايستاده بود ….سرمو گرفتم پايين .

- .من خوردم …..

پاشو گذاشت رو پله .. خودمو كشيدم به طرف ديوار …


romangram.com | @romangram_com