#وسوسه_پارت_223
شما و امثال شما جز انگلايي هستيد …كه ادم بايد تا مي توه ازشون دوري كنه ….
يه دفعه از جاش بلند شد …ترسيدم و خودمو كشيدم عقب تر …بهم نگاهي كرد ….خجالت كشيدم و سرمو انداختم پايين …
كتشو برداشت و بي سر و صدا كفشاشو پوشيد …دستشو به چارچو ب در تكيه داد….
وقتي خيالم راحت شد كه به ..طرف من نمياد :
-الانم داري مي ري به ادامه كارات برسي؟ ..
.طاقت دو ساعت دوري رو نداري ..؟
اخي….. با وجود من همه برنامه هات بهم ريخت ….نه ؟
با خشم برگشت طرفم ..قلبم امد تو دهنم ..و سريع خفه خون گرفتم …
انتظار هر حركتي رو ازش داشتم ..
.اما بر خلاف انتظارم …به طرف در رفتو …و بعد از اينكه خارج شد ..در محكم بهم كوبيد ..كه باعث شد تو جام تكون بخورم
-نوبره والا …هر غلطي مي كني …بهشم كه مي گي داغ مي كنه …پسره نفهم عوضي
خوشحال از اينكه بلاخره عصبانيش كردم ….
از جام بلند شدم و به خوشنويسياي رو ي كاغذ كه به ديوار چسبونده بود نگاه كردم …
- نه بابا از اين سليقه ها هم داشتيو ..ما بي خبر بوديم …..
romangram.com | @romangram_com