#وسوسه_پارت_137

با دست به شيشه ضربه مي زنه

مرضيه-چي شده؟ ….براي مسعود اتفاقي افتاده….؟

لاله- ..سريع خودتونو برسونيد خونتون …..

مرضيه - اخه چي شده؟ …چرا حرف نمي زنيد ….؟

محمد حركت كرد ….بر گشتم و عقبو ديدم ..مرضيه هنوز سر جاش وايستاده بود و ….خشكش زده به ماشين ما نگاه ميكرد …..بر گشتم به طرف محمد و لاله ….

- لاله چرا حرف نمي زني ….؟

لاله سرشو مي ندازه پايين و چادرشو بيشتر مي كشه رو صورتش …

به محمد نگاه مي كنم

-اين كه حرف نمي زنه…….. لا اقل شما يه چيزي بگيد ….

صداي بغض الود لاله :

هدي …

برگشتم طرفش و با نگراني :

-چي شده لاله…؟

چشاش پر اشك مي شه ….و سريع روشو ازم مي گيره …

romangram.com | @romangram_com