#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_دوم)_پارت_140
ويدا-چشم ملکه…
قبول کرد؟به همين راحتي؟يعني انقدر براش راحته آوردن سه کليدي که معلوم نيست تو محدوده سرزمين سيترائه،يا نه،آسونه؟و تازه مي خواد دو ماموريتو با هم انجام بده؟
سرمو تکون دادم و به ويدا اجازه ي مرخصي دادم،شايد اون راه حلي براي کارش داره…تا حالا دو نفر به پاکي و راستي شبنم شهادت دادن و يکيشون مادرمه من مادرمو قبول دارم…
-شبنم از فلورا چه خبر؟آفتاب؟
-خبر خاصي نيست فلورا توي منطقه گلهائه و گاهي هم با پرنسس آفتاب مشغول گفت و گو مي شه…
-کدوم گلها؟
-گلهاي صورتي…
جا خوردن درباره ي اين موضوع مسخره اس…چون دو معني بيشتر وجود نداره!
?.فلورا فقط و فقط داره کار و وظيفشو انجام مي ده!
?.فلورا از افراد گلهاي صورتيه و داره به من و سرزمين خـيانت مي کنه!
که به نظر من دومين فرضيه بيشتر براي فلورا به کار مي ياد چون اين غيب شدنا عادي نيست و اما رابطه ي خوبش با آفتاب،خيلي غير منطقي و غير قابل قبوله…
-قطعا نقشه اي زير سرشه،فلورا اين روزا بيش از حد مشکوکه و دم به دقيقه گم مي شه…
-من همه ي سعيمو براي فهميدن اين موضوع به کار مي برم
-مي توني بري…مراقب ويدا هم باش و اگه کمک نياز داشت کمکش کن فقط در صورت نياز
romangram.com | @romangram_com