#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_اول)_پارت_197
کل ماجرا رو برام تعریف کرد اما من چیزی یادم نیومد
-اونوقت تو اینا رو از کجا میدونی
-کلاغا
-کلاغ؟
-یعنی میگم کلاغا خبر رسوندن
-مگه کلاغا حرف میزنن؟
-مغزت جا به جا شده؟ببینم تو اصلا چیزی از جادو ها یادته؟
-جادو؟
-آره جادو هایی که توی دنیای متحد یاهمون اتاق چهار رنگ بهت گفته
-کی گفته؟
-جادو هارو یادت نیست؟
-نه…احساس میکنم مغزم خالی از هر چیزیه فقط یک سری اسم و قیافه تو ذهنمه…
چشماشو بست و با عجز گفت-بدبخت شدیم…
*************
پایان جلد "اول"
romangram.com | @romangram_com