#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_اول)_پارت_178


به ملکه ی بزرگ احترام میگذارد

-سلام ملکه ی بزرگ…ازتون ممنونیم که افرادمو رو آزاد کردید

-آزاد؟

-بله بانو همه ی افرادم به حالت اولیه برگشتن و دارن زندگیشونو میکنن و خیلی خوشحالن

ملکه در فکر میرود

-چطور میشه؟یعنی مردم آزاد شدن؟

ملکه ی پاکی ها با تعجب به ایشان نگاه میکند

-همه ی مردم در شهر های دنیای متحد آزاد شدن…یعنی شما خبر ندارین؟

همین موقع قاصدک خبر رسان به سالن پا میگذارد و بعد از احترام سریع خبر میدهد تمام مردم آزاد شده و سالمن

-بعدا در این مورد فکر میکنم…کاری باهات داشتم مهراوه

مهراوه،ملکه ی پاکی ها،با احترام میگوید-چه کمکی از دست من بر میاد؟

-تو میتونی پاکی هارو حس کنی درسته؟

-بله بانو این قدرته منه

-وانیا پاکه…خیلی پاک…میخوام پیداش کنی!بهم بگو کجاست…

-مگه ملکه وانیا در سرزمین نیستن؟

-نه…غیب شده

-پس چطور مردم آزاد شدن؟مردم فقط با قدرت ایشون میتونن آزاد باشن

-منم نمیدونم…نینا به سرزمین میترا و چیترا برگشته قطعا آذر با دیدنش به فکر کشتنش میفته باید هر چه زودتر وانیو پیدا کنی

-من تمام سعیمو میکنم

-همین الان کارتو شروع کن

romangram.com | @romangram_com