#وانیا_ملکه_خواب_ها_(جلد_اول)_پارت_105
-به احتمال صد در صد میتونم بگم آره
-چرا؟
فکش منقبض شد و گفت-چون تاثیر پذیری خیلی خوبی داره…
تعجب نکردم چون فهمیده بودم رفتار و اخلاق ماهان طوریه که میتونه هر کسی رو متقاعد و مجذوب کنه…
-من حال و حوصله هتل رفتن ندارم…بهتره یک راس بریم دنبال کلید دوم…معلوم نیس چه چیزای دیگه ای در انتظارمون باشه…کلید دوم کجاس؟
-توی روستایی به اسم……در……کیلومتری شیراز…
-این یکیم توی خونه اس؟
-نه…
-پس کجاس؟
-توی یکی از آثار قدیمی و باستانی جاساز شده توسط چیتای بزرگ…
-آثار باستانی؟شوخیت گرفته؟میخوای کلید رو از توی آثار باستانی در بیاری کسی هم کاریت نداشته باشه؟
شونه ای بالا انداخت و گفت -راهی پیدا میشه هیچ چیز غیر ممکن نیست…بهتری؟
چقدر این بشر بیخیاله انگار شوخیه میخواد از آثار باستانی چیزی ورداره اگه کسی بفهمه که بدبخت میشیم…
-آره خوبم خب باید راه بیفتیم که ایندفعه کار سخت تره…با عجز نالیدم-آخه آثار باستانی هم شد جای جاساز کردن چیتای بزرگ؟
انگار جا قحطی بوده…
آرسان -بیا جلو…
-چرا؟
-باید ی نفر کنارم باشه وگرنه حواسم پرت میشه…در ضمن من تاکسی نیستم
بی حرف بلند شدم و جلو نشستم اونم سوار شد و راه افتادیم…
آخه چطوری از توی آثار باستانی چیزی درآریم اگه زیاد قدیمی باشه که کلا هیچی میشه اوج بدبختی تازه اگه تحویل موزه نداده باشنش…چقدر دردسر…خدایا تو چه هچلی افتادیم…
romangram.com | @romangram_com