#توماژ_پارت_611

به لبهاش نگاه کردمو با شیطنت چشمکی زدمو گفتم:کدوم قسمتشو نشنیدی عزیزم؟این که ارایشت و دوست ندارم یا اینکه دلم هوس توت فرنگی کرده

با صدای جیغش عقب کشیدم که گفت:تو خوب شدی؟ می کشمت توماژ !!!!

نگاه از ابنمای رستوران می گیرمو به چشمای براق روژان می دوزم: اخر هفته برو شمال

با چشمای درشت و مبهوتش بهم خیره می شه که می گم: می خوام با مامان حرف بزنم

-اخه هنوز هاله ....

-اونم جواب می ده دیگه طاقت ندارم روژان از این بلاتکلیفی خسته شدم تورو دارمو ندارم

لبخند شرمگینی می زنه و با صورتی گلگون سربه زیر می ندازه ... چقدر دلم پرپر می زنه برای لمس گونه سرخی که هنوز از شرم رنگ می گیره و دلم ضعف می ره از حیای نگاهش

romangram.com | @romangram_com