#توماژ_پارت_590


-عموت نگران نشه

به خودش اومدو بدون خداحافظی هول هولی از ماشین پایین رفت و به سمت درخونه پرواز کرد که البته تو این پرواز چندتا سقوط ناموفقم داشت که خنده رو لبم نشوند

با مشت به در حموم کوبیدمو گفتم:اون تو داری چی کار می کنی پاکمهر؟

-می خوای بیاتو ببین

-بی حیا

خنده بلندی سرداد و گفت:تا تو چایی رو دم می کنی منم اومدم


romangram.com | @romangram_com