#توماژ_پارت_564


پاکمهر:

نگاهی به مهری که تو اشپزخونه علارقم اصرارهای فرناز مشغول شستن ظرفا شده بود کردم ،مهری اگه می خواست می تونست همسر خوبی باشه می تونست جای خالی خیلی چیزا رو کنارم پر کنه می تونست به جای روبروم الان کنارم باشه

-خوردی با چشمات دختر مردمو

با خنده به سمت بزرگمهر برگشتمو گفتم:دختر مردم کجا بود ... خوردنی هم باشه زن خودمه

-جون به جونت کنن بی حیایی پاکی

هدیه بدو خودشو پرت کرد تو بغلمو یه ماچ ابدار از گونم گرفت که بزرگمهر با خنده گفت:دخلت اومده داداش اینا مقدمه چینیه


romangram.com | @romangram_com