#توماژ_پارت_557
تلفنو برداشتمو داخلی منشیمو گرفتم
-خانم صادقی لطفا تشریف بیارید همکارتون تو اتاق حالش بد شده
-چشم حتما
در باز شد و خانم صادقی هاج و واج به زنی که هنوز اسمش تو شناسنامم بود گرچه با مهر طلاق ولی بود نگاه کرد و سریع زیر بغلشو گرفت و با چشمای پرسوال بهم خیره شد
-اگه نیاز بود ببریدشون درموندگاه ..... من امروز زود می رم شماهم بعدش می تونید برید
به خاطر قیافه برزخی و لحن تندم سریع خودشو جمع وجور کردو همراهش از اتاق بیرون رفتن دوباره نگاهم رو ساعت نشست فقط یک ساعت دیگه زمان داشتم ..... تن کرخت شدمو از صندلی جدا کردمو از شرکت زدم بیرون
نگاهی به تابلوی طلایی کنار در کردم ....... پرهام سلطانی .... وکیل پایه یک دادگشتری
romangram.com | @romangram_com