#توماژ_پارت_534
-به موقعش
-من همین دورو برام تک بزن میام دنبالت
اینو گفتو زنگو فشارداد که بی حرف باز شد
-مطمئنی می تونی؟
-چهل و هفتا پله داره فقط امیدوارم از ذوقش دکوراسیونو عوض نکرده باشه
خندیدو دستی به شونم زد و رفت تو تاریکی چشمام جلو رفتمو دستمو به نرده گرفتم وقتی رسیدم نفس حبس شدمو بیرون و سرمو پایین گرفتمو در زدم تا اگه جلوی در بود حرکت مات چشمام لوم نده در با صدای خاصی باز شد تا به خودم بجنبم از گردنم اویزون شد و بغضش سرباز کرد
romangram.com | @romangram_com