#توماژ_پارت_532


-چی گفتی؟

-کری ؟ گفتم برو خونه روژان منتظرمه

ماشینو راه انداخت و فحشی زیر لب داد جلوی در کمی مکث کرد و گفت: می خوای چی بهش بگی؟

-نمی دونم انتخاب با روژانه

-می دونی که ازت دست نمی کشه

لبخندی رو لبم نشست که گفت:یه وقتایی دوست دارم اونقدر بزنمت که صدات درنیاد دیگه ،تو که می خواستی برگردی بهش مرض داشتی اتش انداختی تو جون دختر مردم با این قایم موشک بازیت؟


romangram.com | @romangram_com