#توماژ_پارت_522


اروم کنارم اومد و لیوانی دستم داد و گفت: وقت قرصاته زندایی داد برات بیارم

-عمه اینا رفتن

-اره صبح زود رفتن

قرصارو تو دهنم گذاشتم و با ابمیوه دست ساز مامان فرو دادم که سرمای دستش پوستمو قلقلک داد سر عقب بردم که گفت: چرا لج می کنی ؟ شاید هنوز امیدی باشه کل دکترا ایران که فقط همون یه نفر نیستن لازم باشه می بریمت خارج

-می خوام استراحت کنم بهی خیلی خستم

-من .....


romangram.com | @romangram_com