#توماژ_پارت_507
-کاش لااقل لباس تئاترتو تنت می کردی قبل از این که بدون دلیل به دیدن شوهرت بیای
شوهرت رو اونقدر با تمسخرو تایید گفتم که کمی جمع و جورتر نشست و دستشو زیر کیفش پنهان کرد چقدر دل دل می زنم برای لمس دستای ظریف و کشیدش برای حس ارامشی که از عطر تنش به رگ و پیم تزریق می شه ..... دکمه بالا پیراهنمو باز کردم تا کمی از شر این گر گرفتگی بی موقع خلاص شم
-دائی برای شب دعوتت کرده
-پس برای دیدن شوهرت دلیلم داری یه ان فکر کردم دلت تنگ شده برام
از کنایم دلخور شد و فنجون نسکافشو برداشت تا کمتر باهام چشم تو چشم بشه
-این دعوت پاگشاست یا شیرینی قرارداد؟
-می شه انقدر به من کنایه نزنی؟
romangram.com | @romangram_com