#توماژ_پارت_488
-اگه پیشت مونده چون می دونه بالاخره پیش مادرش برمی گرده چون فکر می کنه رفته سفر
-عادت می کنه
قبل ازاینکه حرف دیگه ای بزنم گفت:دیشب تا دیروقت منتظرت بودم
نگاه نافذشو بهم دوخت همون نگاهی که مستقیم به اعماق مغزم نفوذ می کردو حرف های خاموشم می خوند
-پاکمهر فکر نکن نفهمیدم حال و روزت به تازه دومادا نمی خوره با این خنده های بی سروته نمی تونی منو قانع کنی ..... افرومن کاری کرده؟
همون نگاهوبه ارث برده بود با همون برق همون لبخند ...
romangram.com | @romangram_com