#توماژ_پارت_456
-می شه ازت بخوام ناهارو باهم باشیم؟ حالا که شانس بهم رو اورده و بعد یه روز پرمشغله و سرو کله زدن بایه موکل زبون نفهم تو رو دیدم اگه بزاری خوشیمو با این دعوت تکمیل کنم
کمی این پا و اون پا کردم که گفت: اگه بشه می خوام باهات حرف بزنم
-راستش من باید جایی برم ایشالله سری بعد تو یه فرصت بهتر
-فکر کنم وسط این همه دوندگی به خاطر مردم یه ساعتی حق داشته باشیم به خودمون اختصاص بدیم
رد کردن دعوتش بی ادبی بود و مطمئنم اگه به گوش عمو برسه توبیخ سختی انتظارمو می کشه از رو ناچاری قبول کردمو پشت ماشینش حرکت کردم یه رستوران دنج وبه قول توماژ شیک و مجلسی
هردو جوجه سفارش دادیم که بی مقدمه گفت:فکراتو کردی؟
romangram.com | @romangram_com