#توماژ_پارت_445

برای بار دهم شمارشو گرفتم و با شنیدن صدای زنی که بهم یاداوری می کرد مشترک کله شقم هنوز گوشیش خاموشه کلی خط و نشون براش کشیدم ..... درست می شی حالا تو سواری من پیاده تا می تونی بتازون تا به وقتش از خجالتت درام

دلم نمی خواست پای فراهانی رو به ماجرا باز کنمو این جوری دستمو براش رو کنم با دستم رو فرمون ضرب گرفتم که گوشیم زنگ خورد با دیدن شماره ابروهام از تعجب تو موهام محو شد با سرفه ای خودمو کنترل کردمو جواب دادم قبل از اینکه حرفی بزنم صدای عصبیش تو گوشم پیچید

-چی می خواین از صبح جلوی در این خونه کنگر خوردین لنگر انداختین انقدر درک جواب منفیم براتون سخته

-یه نفس بگیر جون داشته باشی تا صداتو بالاتر ببری

می تونستم گونه های برافروخته از شرمشو تصور کنم سکوتش از خجالت بود

-من مسخره دست تو نیستم که امروز بگی اره فردا بگی نه

تااومد حرفی بزنه گفتم: لباساتو بپوش بیا بیرون ،تا ده دقیقه دیگه اومدی که هیچ نیای میام می برمت

romangram.com | @romangram_com