#توماژ_پارت_430
پتو رو سرم کشیدمو گفتم:رفتی چراغم خاموش کن
بی هوا پتو از روم کنار رفت و سایه سنگین پاکمهر روم افتاد
-محض رضای خدا ادم باش توماژ
-باهاش قرداد ببند همین بقیشو بسپار به من
-کی می خوای بهم اعتماد کنی؟
-نگفتن من از بی اعتمادی نیست
romangram.com | @romangram_com