#توماژ_پارت_424


لبخند کمرنگی رو لبم نشست که گفت: نمی خوای بگی چی شده؟

-امشب.... امشب برام ..... خواستگار اومده بود

این بار سکوت او بود که فاصلمونو پر کرد سکوتی پر از حرف ..... ناراحت شد؟ یعنی دوستم داره؟ نورامیدی تو دلم روشن شد که گفت:فکرشو نکن بعدا باهم حرف می زنیم بهتره بخوابی خانمی

می خواست باهام حرف بزنه؟می خواست منصرفم کنه از جواب مثبت احتمالی؟

-شبت بخیر !!!

***


romangram.com | @romangram_com