#توماژ_پارت_381

صدای خندم بلندشد که انگار تازه فهمید چی گفته سریع از جاش پرید و سرشو تو یخچال فرو کرد

-ناهار می مونی؟

با لحنی که خنده توش موج می زد گفتم: اگه یه عروسک خوردنی سرو شه چرا که نه بانو

صدای جیغ جیغش با صدای خنده من خونه رو پر کرد که با اخم دوباره رفت سمت یخچالو کمی بالا پایینش کردو گفت: چی بزارم برای ناهار؟

-هیچی

به سمتم برگشت که چشمکی زدمو گفتم: اخه سیرم

اشاره ای به خودش کردم که به سمتم براق شد قبل از اینکه حرفی بزنه گفتم: نمی تونم بمونم خانمی باید جایی برم شاید نتونم چند روز بهت سر بزنم هرچی کم داری بگو قبل رفتن برات بخرم بیارم

romangram.com | @romangram_com