#توماژ_پارت_361
گنگ و مات نگاهم کرد که گفتم: این ازدواج هرچند صوری قوانین خاص خودشو داره من باید همسر صوریمو بشناسم
تاکیدم رو صوری بودن فشار دندوناش رو رولب زیرینش بیشتر و مشتش رو محکم تر از قبل کرد
-این .... این یه معامله است
-می دونی که من بدون شناخت پای هیچ میز مذاکره ای برای هیچ معامله ای نمی شینم اینو باید تا الان فهمیده باشی
-چیز مهمی برای پنهون کاری نیست نه برای شما که قراره براتون یه مسافر باشم نه یه هم خونه
حصارهای فولادی این دختر غیر قابل نفوذ بود نمی دونم چرا برای منی که به همین ازدواج صوری هم راضی بودم حالا از حرفاش دل چرکین بودم
چشم های مصممشو بهم دوخت و گفت: من جواب مثبتمو به دائی دادم ما منتظر تماستون هستیم
romangram.com | @romangram_com