#توماژ_پارت_323
خندم گرفت که ارتین زیر لب طوری که من بشنوم گفت: زبونت فقط برای من درازه ؟
-خانما شام چی داریم ؟ من واقعا گرسنه ام
پونه پشت چشمی نازک کردو گفت: یه غذای رستوران پز هر وقت خواستین زنگ بزنم بیان برای سرو
-فقط قد دراز کردی دوزار خونه داری بلد نیستی من نمی دونم این خواستگارای رنگ وارنگت به چی تو دل خوش کردن فقط گوله لنگای درازتو می خورن
پونه به سمتم براق شد که ارتین به سرفه افتاد :برو یه لیوان اب بیار به جای زبون درازی
اروم به پشتش زدم که پونه هم با دیدن چهره کبود ارتین نگران به سمت اشپزخونه دوئید
-چت شد تو که خوب بودی؟
romangram.com | @romangram_com