#توماژ_پارت_280
لبخند شیرینی رو لب هاش نشست و گفت:قول
-قول قول
تا اومدم حرفی بزنم گوشیم زنگ خورد ، یه پیام از مهری ،ابروهام از تعجب بین موهام محو شد این دختر از این ناپرهیزیا نمی کرد سریع پیامو بازکردم و این بار موهامم محو شد
"امروز ساعت پنج کافی شاپ همیشگی"
دلم شور می زد شمارشو گرفتم ولی جواب نمی داد کلافه و درمونده دستی به موهام کشیدم یعنی چی شده؟ با تک زنگ توماژ نفس رو بردم خونش و سریع برگشتمو حاضر شدم دوباره شمارشو گرفتم خاموش بود نگاهی به ساعت کردم یازده بود ......
کمی تو خونه موندم ودوباره و دوباره شمارشو گرفتم و هربار یه صدا تو گوشم پیچید "دستگاه مشترک مورد نظرخاموش می باشد"
romangram.com | @romangram_com