#توماژ_پارت_278
-اره عمو، پیشمه
کمی لب هاشو جلو دادو سرشو پایین انداخت و گفت:ببخشید ...... اخه خونه توئه عمو، خرسی هم این جاست
زیر چشمی نگاهم کردو گفت:اقاهه هم مهربونه
گوشه موهای بلندشو گرفت وطوری سر به زیر انداخت که انگار توماژ می تونست از پشت تلفن شرمندگیشو بیینه: چشم ...... خرسی روهم ببرم؟
اونقدر مظلومانه گفت که دلم براش ضعف رفت
-عمو کی میای بریم پارک؟ این دفعه می شه مامانم ببریم اخه این روزا خیلی گریه می کنه اونم ببریم خوشحال شه
romangram.com | @romangram_com