#توماژ_پارت_256


بی حرف و خداحافظی قطع کرد که پک محکمی به سیگارم زدم وسط این هیرو ویر همین ناز و قهر خانمو کم دارم ...... وقتی به خونه رسیدم ماشینو بیرون پارک کردمو رفتم تو از سکوت خونه حدس زدم که کسی نباشه ....جایی رفتن؟؟ از سالن رد شدم که با صدای جیغ از جام پریدم

با اخم های درهم به سمتش برگشتمو گفتم:چته؟چرا جیغ می کشی مگه روح دیدی؟

بهواژ با چشمای درشتش بهم خیره شده بود درحالی که از ترس رنگ به رو نداشت گفت: کی اومدی؟

-الان..... بقیه کجان؟

کمی خودشو جمع و جور کردو گفت: رفتن بیرون

-تو چرا نرفتی؟


romangram.com | @romangram_com